به توکل نام اعظمت ، بسم الله الرحمن الرحیم 


راستش اولش که آخرین پست حوا رو خوندم برام جالب بود :) نوشته بود چشمامو بستم و اونو تو ذهنم کشتمش !

راهش همین بود :) منم چشمامو باید می بستم و شروع می کردم به کشتن ...

و این کارو کردم :) تموم آدما و چیزایی که باعث حس بد این چند روز بودن رو !

دیگه هیچ دلیلی برای حال بد برا خودم باثی نذاشتم ! حالم خوب شده بود ...

احساس خوبی رو داشتم ! بعدش باور نکردنی بود !

اتفاقای خوب پشت سر هم داشت پیداشون می شد D:

و هنوزم ادامه دارن ...

یه " حس خوب " واااااقعی :)


+ قدر اونایی که بی منت بهمون حال خوب می دن رو بدونیم ، چه واقعی چه مجازی ...

از همشون بی نهایت ممنونم برا این چند روز و پیغامای خصوصی ;)


+ امروز با رفقا رفتیم پاروکشی ( کانو سواری ) تو سد ! خیلی حال داد بعد مدت ها :))

یه احساس خالی شدن و سبکی خاصی داره ...


آب بهترین معجزه ی طبیعت برا خالی شدن و داشتن حال خوبه !

مخصوصا وقتی از نوع بارون باشه D: برا بارون امروز هزار و یک مرتبه شکر :)